تبليغاتX
كنكاش

دوشنبه 27 شهریور1385

اخراج یک مدیر فاسد از قم

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، در یک اقدام ارزشی ، ساعد نیک بخت را که مدیر امور کتابخانه های استان قم بود ، اخراج کرد.

 

اقدام با تأخیر

به نظر می رسید که با استقرار دولت اصولگرا اولین مدیری که در استان قم عزل می شود، ساعد نیکبخت باشد، اما مشخص نیست که این همه مدارا و تسامح با نیکبخت بر چه مبنایی بوده است.

 

درصد جانبازی با توصیه و هنر تقلید صدا

نیکبخت اگر چه سابقه ی جبهه و مجروحیت دارد، اما درصد جانبازی گرفتن وی داستان عجیبی دارد. کاظم پورامینی مدیر کل وقت بنیاد جانبازان قم که اکنون مدیر کل بنیاد حفظ آثار است می گوید:«من این فرد را می شناختم اما مجروحیتش در حدی بود که درصد زیادی به او تعلق نمی گرفت. به این دلیل که خانه نشین بود او را به کمیسیون معرفی کردم که با درصد مناسب زندگی اش را سامان دهد.» نیکبخت که با توصیه جانباز شده است، اکنون هر جا بنا دارد بر اعمال خلافش سرپوش بگذارد، سابقه ی جانبازی خود را به رخ می کشد. ضمن اینکه هر جا لازم باشد با نازک کردن صدای خود قصد مظلوم نمایی و شیمیایی نمایی دارد. این امر موجب خنده ی ایثارگران و جانبازان شیمیایی ای می شود که ماجرا را مشاهده می کنند. او که مثل کبک سر خود را در برف فرو می کند، فکر می کند کسی متوجه موضوع نیست، در حالی که حتی دوستان نزدیک وی نیز از ماجرا با خنده و تمسخر یاد می کنند و اگر جلو او چیزی نمی گویند، فقط به دلیل حفظ موقعیت است.

 

نصب نیکبخت به دلیل برخورد با اصولگرایان

نیکبخت زمانی به مدیریت امور کتابخانه های استان قم منصوب شد که مدیران سیاست زده و مدعی اصلاحات ارشاد استان در دولت خاتمی، شروع به برخورد با نیروهای ارزشی و اصولگرا کرده بودند. مشخصاً پیمان که سرپرستی اداره کل ارشاد قم را عهده دار بود با علی مسگری (ایثارگر) برخورد کرد و ضمن تحقیر وی نیکبخت را به جای او منصوب کرد. جالب اینکه نیکبخت مسئول ستاد انتخابات پیمان در شهر محل تولد خود بوده است.

 

برخورد نیکبخت با نیروهای ارزشی

نیکبخت نیز در ابتدای کار ضمن تحقیر بیشتر علی مسگری (ایثارگر)، یکی از جانبازان تحت امر خود (محمد زاده) راا که برادر 3 شهید نیز می باشد، از مسئولیت کتابخانه ی شهدای قم عزل کرد و حتی به او تهمت زد و اگر آبروی یکی از کارمندان خانم ارشاد مطرح نبود، حملات سخیفانه ی نیکبخت درج می شد.

 

من آنم که رستم بود پهلوان

نیکبخت که در میان کارمندان به لاف زن و مدعی معروف است، بارها و بارها و علناً عملکرد مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی و نهادهای ارزشی استان را زیر سؤال برد. برای نمونه با بنیاد حفظ آثار درافتاد و مدعی شد که هیچ کس در کشور برای شهدا کاری نکرده است و او یکه و تنها می خواهد به این مهم بپردازد!!!

 

علاقه به دوربین های مدار بسته

دوربین های مدار بسته توسط او نصب شد و مانیتور بخش خانم ها در اتاق نیکبخت قرار گرفت. بنا به اعتراض گسترده، مانیتور این بخش به خانم ها سپرده شد، اما نیکبخت از هر فرصتی برای رفتن نزد کارمندان خانم و تماشای مانیتور استفاده می کرد و چون مدیر بود عملش موجه به نظر می رسید.

 

اخلاق بد

اخلاق وی بسیار بد و عصبی بوده است و حتی یک بار در اوایل مدیریتش به روی کارمندان اسلحه (؟) کشیده است.

 

پول های سرگردان

نیکبخت در بدو امر به ساخت و سازهای میلیونی ای دست زد که هیچگاه معلوم نشد این مبالغ از کجا به دست او می رسد؟! او بارها اذعان کرد که از ارشاد پولی نگرفته است و صدها میلیون خرج کرده است، اما هیچگاه توضیح نداد که این پولها را از کجا آورده است؟!

 

تبلیغ به نفع رژیم صهیونیستی

زمان جنگ رژیم صهیونیستی با لبنان، نیکبخت بارها سعی داشت نشان دهد که ارتش رژیم صهیونیستی  قدرتمند و پاک است. او ضمن برشمردن تمایزات ارتش (پوشالی) رژیم صهیونیستی، مدعی می شد که حادثه ی قانا بر اساس اشتباه فنی شکل گرفته است!!!

 

مدیری که به کارمندانش نظر سوء داشت

فساد اخلاقی نیکبخت زبانزد کارکنان ارشاد و کتابخانه های قم است. همه سؤال می کنند که چرا نیکبخت سه تن از خانم های کتابخانه را در دبیرخانه و جنب دفتر خودش جاداده بود و چرا بیشتر ساعاتی را که مهمان نداشت در دبیرخانه می گذراند؟! همچنین این سؤال مطرح است که چرا وقتی تنها راه رسیدن به طبقه دوم (دفتر نیکبخت و دبیرخانه) آسانسور است، بعضاً در ساعات کم رفت و آمد آسانسور در طبقه ی بالا متوقف می شد و امکان بالا رفتن برای کسی میسر نبود؟

 

دیوانه بازی برای ابقا

زمانی که صبر مدیر کل ارشاد قم (رسایی) پایان یافت و زمانی که خانم ها نزد او از رفتار غیر اخلاقی نیکبخت شکایت کردند، نیکبخت سعی داشت که با جار و جنجال و دعوا موقعیت خود را حفظ کند و حتی به رسایی پرخاش کرد و قصد مضروب کردن نیروی حراست ارشاد را داشت، اما نهایتاً مشی اصولگرایانه ی ارشاد قم موجب اخراج نیکبخت شد.

 

حمایت ناحق مدعیان اصلاحات

به دلیل اینکه ملک احمدی معاونت امور کتابخانه های وزارت از تبار مدعیان اصلاحات است و با دولت اصولگرا مشکل دارد و همچنین به دلیل رفاقت با پیمان (که شرحش رفت) از نیکبخت حمایت کرده و او را در تهران به کار گرفته است. ملک احمدی غافل است که آواز دهل شنیدن از دور خوش است و به زودی با شلوغکاری ها و دیوانه بازی های نیکبخت مواجه خواهد شد. در این صورت یا مجبور به کنار گذاشتنش می شود و یا اینکه نیکبخت او را هم بدنام و بی آبرو می کند و هر دو با هم عزل می شوند.

 

یک عنصر خطرناک دیگر

یکی از نزدیکان نیکبخت در مدیریت سابق حبیب اله اله یاری بوده است. اله یاری نیز متأسفانه سابقه ی جبهه دارد و شواهد نشان می دهد که در تمام مراحل با نیکبخت همراه بوده است.

حتی زمان اختلاف شدید نیکبخت با رسایی، اله یاری به نیکبخت یاد داده است که به رسایی چنین بگوید:« تو عددی نیستی که بخواهی مرا اخراج کنی، من از ارشاد پولی که نگرفته ام و خودم می روم. اما نه اینکه تو بگویی من خودم می روم.» بخش عمده ی این مورد اخیر در مکالمه ی تلفنی صورت گرفته است. جالب اینکه نیکبخت دقیقاً همین نسخه را عمل کرده است! بر مسئولین فرض است که این عنصر تفرقه افکن را زیر نظر داشته باشند، هر چند که حق او جز اخراج نیست!

 

چرا این همه دیر؟

نکته ی عجیب اینکه از مدت ها پیش تمام مسئولینی که باید به انحرافات نیکبخت اشراف داشته باشند، از موضوع اطلاع داشته اند و معلوم نیست که چرا این همه دیر برخورد شده است؟!

 

اوصیکم بتقوی الله

به نیکبخت، اله یاری و یک دو عنصر که گمان می کنند ناشناخته اند تقوای الهی را توصیه می کیم و اگر از خدا هم نمی ترسند به فکر آبروی خود باشند که از قدیم گفته اند: بار کج به منزل نمی رسد.

 

اگر لازم باشد منتشر می کنیم

برای تمام موارد بیان شده سند و مدرک وجود دارد. از آنجا که افراد را قابل اصلاح می دانیم از توضیحات بیشتر خودداری می کنیم، ولی در صورت لجاجت و ادعای کسانی که نامی از آنها برده شد، مجبور به انتشار مدارک و اسناد خواهیم بود. و آخرین توصیه اینکه: کسی که در خانه ی شیشه ای نشسته، به خانه ی دیگران سنگ نمی اندازد.

نوشته شده توسط عبدالله تهرانی در 17:49 |  +   •